0

در ازداحام راهروهای دادگاه

معطل ترین است

عدالت

0

جانم را

به لب بیاور

ببین تا من

چقدر برایت میمیرم

0

چنان بر بال های آسمان

آرام خفته و ستاره می چیند

که گویی تو را بوسیده است

شب

0

با نگاهی

در آیینه ببین

چقدر خوش سلیقه ام

در انتخابِ تو

0

چنان در من فرو ریخت

آوار رفتنت

که دست هیچ امدادگری

مرا نجات نخواهد داد

0

به لب رسید دود شدنت

آنجا که بی نفس

به بوسه ی سیگار پناهنده شدم

0

گورِ من شد

چالِ گونه ات

زندگی ام را که گرفت

آرزویِ بوسه ای

0

بعدِ رفتنت

شعر می زایم

با ناله های فراقت

0

 

به لَه لَهِ کویر عشقِ مان

کاش بارورِ احساس شوند

ابرهای بی تفاوتی ات

0

به روی ماه

آغوشِ شب بسته می شود

اگر تو چشم بگشایی

0

به نخِ آمدنت

سر در گمم

در این کلافِ دلتنگی

0

قاصدکهای بر باد رفته

بهتر می فهمند

که چه دردی کشیده اند

آروزهای پر پر شده ام

0

دیده ای نیست مرا

چون که به راهت رفته

0

رفتنت

ورق خورد بر دلم

آن زمان که گفتی

فردا صحبت می کنیم

0

ترازویِ عدالت

کالایی ندارد

برای فروش

0

باد که بوزد

باز بودن یک پنجره کافیست

برای کوبیدن

همه‌ی درها

0

برف ها

چه زودآب می شوند

زمین

طاقت اینهمه یکرنگی راندارد

0

لرزش قلب من

برای تو

جای پای ماه ست

روی برکه

0

ترسم از سرما نبود

یلدا

انارها را چیده بود

0

کمی تا قسمتی ابریست

آسمان دل من

غم هجر تو آمد

تا خزانم بکند

0

تابستانِ چشمانم

هم بارانی ست

لباسِ زمستان

به سر احساست که کشیدی

1

مهرچشم تو

چینی دلم شکست

سنگین بود

برخورد نگاهت

0

بر ویرانه ی قلبم

جغد شومی

سر داده است

آواز بی کسی ام را

0

نمودار بی جان نیست

فراز و نشیب هایش

روح دارد

زندگی

0

دلم

یخِ انتظار بست

تا قطبِ نگاهت

0

خیس می شوم

زیر بارش باران بی وفایی ات

باچتری باز

0

درختِ نا بارورِ احساسم

از شرمِ این عریانی

خودش را به خواب می زند

وقتی نگاهت زمستانی ست

0

 

قله ی سپید موهایم را

برف

تحفه

زیره به کرمان آورده است

0

فتیله ی دینامیت را

روشن کرد

کبریت بی خطر

0

ازباندِ اشک هایم

به اوج رسید

پروازی که قیدِ عشقم را زد

0

عریان تر از همیشه

به خود دیده است

سراب نبودنت را

آیینه

1

چنان از تو سیاه شد

که روی زغال را سفید می کند

دلم

0

 

شب از راه می رسد

و من همچو پلنگی

خسته از شکار

0

 

هجوم نبودنت

چون بختکی

نفس گیر کرده است

تمام خیالم را

0

وقتی که شب آرام می خوابد

بیدار می مانم

تا شکوهش را

به رخ دفتر بکشم



پریسکه سرا رضا نعمتی کرفکوهی
جهت مشاهده ی معرفی نامه شاعر پریسکه سرا و مدیر انجمن پریسکه سرا به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
پریسکه سرا اعظم قدمی
معرفی نامه ی پریسکه سرا اعظم قدمی ( آتش) را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا هانیه حسن زاده
معرفی نامه ی پریسکه سرا هانیه حسن زاده را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا الهام معین فر
معرفی نامه پریسکه سرا الهام معین فر را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهره خلیفه
معرفی نامه سرکار خانم زهر خلیفه را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مهین نعمانی
معرفی نامه پریسکه سرا مهین نعمانی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا فارسی
معرفی نامه ی پریسکه سرا سرکار خانم زهرا فارسی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مجتبی رجبی راوندی
معرفی نامه پریسکه سرا مجتبی رجبی راوندی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا معین السادات گشتی
معرفی نامه پریسکه سرا معین السادات گشتی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فریده توکلی
معرفی نامه پریسکه سرا فریده توکلی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا علی اسماعیلی (اُسکار)
معرفی نامه پریسکه سرا علی اسماعیلی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرشاد نیکبخت ارزنده
معرفی نامه پریسکه سرا فرشاد نیکبخت ارزنده را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است