پریسکه
0

قالب شعرهایم

بعد تو

یخ شد

پریسکه
0

وقتی که شب آرام می خوابد

بیدار می مانم

تا شکوهش را

به رخ دفتر بکشم

پریسکه
0

به پاییز ایمان دارم

این راه سرخ

سر سبز بر باد داده است

پریسکه
0

پریسکه

نخستین جرقه باران است

بر دلهای کویریِ شاعرانِ شوریده

پریسکه
0

مهر از سر پاییز که رفت

درختان باز

پای آن تقدیر تکراری

خواهند نشست

پریسکه
0

کوچه های پاییز

مرا به رستاخیز می برند

جایی که

آغاز یک پایان است

پریسکه
0

سمت صبح می رود

نگاه پنجره

و من هنوز

به غروب قدمهایت فكر میكنم

پریسکه حرف زدن
0

بارها

حرفهایم را زده ام

دیگر

جرائت بلند شدن ندارند

پریسکه_ اسارت
0

تابلوی اسارت

اثر من است

آنگاه که تو را

به بند شعرهایم کشیدم

پریسکه
0

از قلم افتادگان تاریخ

واژه هایی بودند

که جاودانه شدند

پریسکه
0

سقف آرزوهایش
کوتاه است
کسی که پله می کند
آدمها را

پریسکه
0

بیا

برای تولدت

شعر پخته ام

در چند قالب

پریسکه بافت تاریخی
0

بافت تاریخی شهر است

رد گامهایت

درکوچه ی ما

پریسکه
0

سرمایه ام

بعد از رفتنت

بانکِ خونیست

در دلم

پریسکه
0

اسفند را

دود می کنیم

تا بهار

هیچگاه چشم نخورد

پریسکه
0

به آیینه که می نگرم

در خودم تویی میبینم

که قرنها پیش

سفر کرده

پریسکه مرور سکوت
0

هر شب

سکوتت را

مرور می کنم

و بخواب می روم

پریسکه
0

شاعرانه ترین کوچ دنیا

پاییزیست

که از روی درختان

کوچ می کند

پریسکه
0

بی حساب

کتاب خریدم

بالا خانه ام

پر شد

پریسکه
0

ساکنان زمین

چوپانان ساعتهایی اند

که بی هجوم گرگ

از آنان می رمند

پریسکه
0

سکوت بیداد می کند

بر قامت درختی که

دست بیرحم باد

برگ هایش را ربوده است

پریسکه انتهای قصه
0

برگ برگ

پاییز را ورق می زنیم

انتهای این قصه

سپید است

پریسکه
0

نوار قلبم را

دوست دارم

نوسانش تویی

پریسکه
0

پریسکه

اولین بهانه ی عشق و باران است

بر دلهای کویری شاعران شوریده

پریسکه
0

قبض آب و برق و گاز

قبض روح شدم

 

 

پریسکه
0

گذشته ها در گذشته ماند

تا در آینده زندگی کنیم

پریسکه
0

برق نیشتر زده

بر رگ ابر

که باران بند نمی آید

پریسکه
0

دریا دیگر

حرفی برای گفتن نداشت

وقتی

پا بر لبش گذاشتی

پریسکه دور زدن
0

آنقدر به او میدان دادیم

که همه ما را

دور زد و رفت

پریسکه
0

بهار

ادامه نوروزیست

که سبزی سبزهایش

بروی درختان نشسته

پریسکه
0

دیشب با ملکه ی خوابها رفتی

پادشاه هفتم بدنبالم آمد

و من

پای رفتنت ماندم

پریسکه
0

خواب مسافر خودمختاریست

که هر ساعت دلش خواست

به چشم هایمان سفر می کند

پریسکه قد کشیدن
0

زیر قدمهای باران

قد می کشد

درختی که می خواهد

سر از کار آسمان درآورد

پریسکه
0

خواب از سر شب رفت

وقتی

روی ماه تو

به دیدار من آمد

پریسکه
0

لاک ها

جیغ می زنند

تا دختران

آرام گیرند



پریسکه سرا مژگان میرافضل
معرفی نامه ی پریسکه سرا مژگان میرافضل را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مرتضی نعمتی
معرفی نامه شاعر پریسکه مرتضی نعمتی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا بهزاد حیدری
معرفی نامه ی شاعر پریسکه بهزاد حیدری را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حمید صراف
معرفی نامه ی شاعر پریسکه حمید صراف را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا نادری
معرفی نامه سرکار خانم زهرا نادری را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه عبدالملک خرمالی
معرفی نامه عبدالملک خرمالی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا آرمیتا مولوی
معرفی نامه ی پریسکه سرا آرمیتا مولوی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا ایمان شفیعی
معرفی نامه ی پریسکه سرا ایمان شفیعی را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حدیثه شریفی
معرفی نامه پریسکه سرا حدیثه شریفی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرزانه قربانی
جهت مشاهده معرفی سرکار خانم فرزانه قربانی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
پریسکه سرا دریا افکارآزاد
معرفی نامه ی پریسکه سرا دریا افکارآزاد را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مهدی موفق
معرفی نامه ی پریسکه سرا مهدی موفق را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است