پریسکه
0

چشمه می جوشد

برصخره ها

درحسرت دریا شدن

پریسکه
0

تا دریای وجودت هست

تنها نمی شود

ستاره ی بختم

پریسکه
0

وسوسه می شود

درنبود تو

به انتحار خویش

حتا بهار

پریسکه
0

ماه را ندیده ام هنوز

هلال چشمانت کافی است

که برپا دارم

نماز عید

پریسکه
0

وچه نفرت انگیز است

وعظ درجمعی که

بالاجبار زانو زده اند

درمقابل استبداد زبان

پریسکه
0

وچه نفرت انگیز است

وعظ درجمعی که

بالاجبار زانو زده اند

درمقابل استبداد زبان

پریسکه شعر کوتاه
0

جهان

روزهء سکوت گرفت وحرفی نزد

افطار آفتاب

بی غروب ماند

پریسکه
0

دررگانم جاری است

خون اناری که

کودکی هایم را می گریست

پریسکه
0

دردرون پیله ی شب

نرم می بافد

گهواره ی رنگین خورشید سحرگاه را

مهتاب شبانگاهی

پریسکه
0

در دیار آیینه وسنگ

چه کوتاهست

فصلِ عشق

پریسکه
0

خورشیدفرودآمده است

افطار

برسفره ی کویر

میهمان تشنگی است

پریسکه
0

عشق

قله اییست

درقافِ آشیانه ی عقاب ها

پریسکه
0

آسمان

بابوسه ی باران

می مکد

تشنگی ی زمین را

پریسکه
0

سبزمی شود باغ پاییز

درهرم مسیحایی ی صبح

برمی خیزند

سایه ها

پریسکه خنده انار
0

خنده

زیباترین هدیه ی پاییز

بر لبِ غمگین انار

پریسکه
0

مهتاب ومرداب

عروس شبند

غرق درآواز غوک ها

پریسکه
0

قفس رنگینی است

دنیا

برای کسانی که

به لذتهای خاکستری دل بسته اند

پریسکه
0

دگراندیشی

جزیره ی روشنی است

درمرداب تاریکی ها

پریسکه
0

دگراندیشی

جزیره ی روشنی است

درمرداب تاریکی ها

پریسکه
0

هنوز

درهوای عهد عتیق

قدم می زند

باورهای شبانه ی مهتاب

پریسکه
0

قطره قطره

پیرمی شود

درآفتاب

افرای تجربه

پریسکه
0

ستاره هادرگهواره ی مهتاب

لایی لایی می دهند

خورشید را

تاسپیده دم

پریسکه نقاشی آینه
0

بی کم و کاست

نقاشی می کند مرا

آیِنه

پریسکه
0

خنده ی ابرهارا

ذخیرهء کرده ام

دراتاق چشمهایت

برای روزهای تاریکی

پریسکه
0

راستگوتر تر از آینه

چشمان توست

وقتی

به آسمان می نگری

پریسکه
0

غروب

خنجر آخته ای است

نشسته

برقلب روشن روز

پریسکه
0

موج خسته

به ساحل که می رسد

خلسه می رود

به اشتهای بوسه ای

پریسکه
0

پشت چشمان هر زنی

کلبه ی آرزوهای مردی

شعله ور است

پریسکه
0

آنقدر عوض شده است

جنگل

که درخت توت حیاطم

سایه ام را برنمی تابد

پریسکه
0

آنقدر عوض شده است

جنگل

که درخت توت حیاطم

سایه ام را برنمی تابد

پریسکه
0

چشمهایم را ریز می کند

اشک هایم را سرریز

تعجب

پریسکه
0

درمرز تردید رژه می روند

درختانی که

به بوی بهار

همخوان چلچله ها بودند

پریسکه
0

به یاد تازیانه ی سم اسبان تاتار می افتم

وقتی طبق طبق شعار می بارد

از سقف تریبون های رنگی

پریسکه
0

انسانها

چنجه های لذیدی هستند

برسیخ زمان

پریسکه
0

با انگشت مضرابش

برتارِ گیسوانت

می نوازد باد

دردهایم را



پریسکه سرا بهناز حسین یار
معرفی نامه پریسکه سرا بهناز حسین یار را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مژگان میرافضل
معرفی نامه ی پریسکه سرا مژگان میرافضل را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مرتضی نعمتی
معرفی نامه شاعر پریسکه مرتضی نعمتی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا بهزاد حیدری
معرفی نامه ی شاعر پریسکه بهزاد حیدری را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حمید صراف
معرفی نامه ی شاعر پریسکه حمید صراف را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا نادری
معرفی نامه سرکار خانم زهرا نادری را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه عبدالملک خرمالی
معرفی نامه عبدالملک خرمالی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا آرمیتا مولوی
معرفی نامه ی پریسکه سرا آرمیتا مولوی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا ایمان شفیعی
معرفی نامه ی پریسکه سرا ایمان شفیعی را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حدیثه شریفی
معرفی نامه پریسکه سرا حدیثه شریفی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرزانه قربانی
جهت مشاهده معرفی سرکار خانم فرزانه قربانی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
پریسکه سرا دریا افکارآزاد
معرفی نامه ی پریسکه سرا دریا افکارآزاد را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است