پریسکه
0

باز خوانی می‌کنم

سرنوشتم را

همه جا اثر انگشت توست

پریسکه
0

بر پلکهای

کدام چشمم نشسته‌ای

خوابم سنگین شده است

پریسکه
0

باد که بوزد

باز بودن یک پنجره کافیست

برای کوبیدن

همه‌ی درها

پریسکه
0

زمستان

نکند تازه بیایی

دل آزرده کنی

پاییز را

پریسکه
0

آخرین برگهای پاییزی

به انتظار باد نشسته‌اند

تا غزل بخوانند

برای خداحافظی

پریسکه
0

این همه نقطه چین را

با کدام واژه پر خواهی کرد

تا کوتاه شود

فاصله ی من و تو

پریسکه
0

آهسته قدم بردار

برگها درد دارند

پریسکه
0

مشق شب می‌نویسم

روزمره‌گیهایم را

تکرار واژه هاست

و عبور خطی قرمز

پریسکه
0

به رخ کشیدم

قطره بارانی را

که بر دستانم چکیده بود

پریسکه
0

از  وقتی

همسفرِ رویای شَبم شدی

یادت در قلبم

به روز رسانی می شود

پریسکه
0

شیرین می‌شود

کندوی دلم

با دیدن

چشمان عسلی تو

پریسکه
0

فاصله ی نگاهمان

دور شد

پنحره

به آسمانخراش پیویست

پریسکه
0

هم بستر

دریا شد

صدف

گوهر بدنیا آمد

پریسکه
0

شعرهایم

بوی سیب گرفته اند

چرا نمی‌خوانی

آدم

پریسکه
0

قلم اندیشه ی من است

حتی اگر انگشتانم

جستجو کند

صفحه کلید را

پریسکه
0

فریاد می کشم

سکوتم را

بر کاغذ

شعر می شود

پریسکه
0

در سرت چه میگذرد

رنگ باخته است

آینهء چشمانت

پریسکه
0

جهاد کرد

کشاورزی

گلخانه بپا ‌شد

پریسکه
0

تمام روز

سفره دل را گشودم

شب هنگام

نانی در سفره ندیدم

پریسکه
0

نبضت را که گرفتم

به شماره افتاده بود

عشق را هجی می‌کرد

پریسکه
0

چه دردی می‌کشد

شاعر

در زایش شعر تلخش

پریسکه
0

بازگشایی میکند

رمز نان را

رمضان

پریسکه
0

به رشته های باران

بیاویز دستانت را

بگوش ابر برسان

مرداب به گل نشسته است

پریسکه
0

لبخند می زنند

به آرا

تمثال های  بیلبورد

پریسکه شاهد
0

کوه را

شاهد گرفت

برای برگشتنش

غروب خورشید

پریسکه همبستر
0

هم بسترِ دریا شد

صدف

گوهر بدنیا آمد

پریسکه
0

به غزل خوانی

چشم هایت آمده ام

برای سخنرانی

دعوتم نکن

پریسکه
0

قدم که می زنیم

حرف همدیکر را

بهتر می فهمیم

من و تنهایی ام

شعر پریسکه
0

 

نام :شعر

شهرت :پریسکه

معنی :جرقه آتش

 

سوسوی آتشم از دل شاعر می آیم با اندیشه اش همراه می‌شوم و در لحظه‌ای ناب میدرخشم.

گرمای‌وجودم‌شاعر را وادار به نوشتن می‌کند که اگر خاموش گردم یافتنم دشوار است‌ باید دوباره برمن بدمد که در این صورت شاید به شکل دیگری در ذهن بنشینم

شاعر را وادار به کم گویی می کنم

تمام حرف هایش را در دو ،سه و نهایتا در چهار فصل یا مصرع باید بنویسد.بیشتر جایز نیست که گُر خواهم گرفت

عاشق موسیقی هستم

باید با ریتم وشعر گونه مرا بنویسد

از ضرب المثل هم خوشم می آید

مهم تر از همه برایم کشف می باشد

باید چیز مهمی در من پیدا شود علاوه بر احساس خوب عمق تفکر برایم مهم است

کشفی که دیگران به آن نرسیده اند‌یا به شکل دیگر رسیده اند

از نقطه چین و علامتهای دیکر خوشم نمی آید

ساده نویسی را دوست دارم

کلمات با معنای ساده آن نوشته شوند ولی محاوره ای نباشد

فعلها کامل نوشته شوند

باورتان می شود گاهی فقط یک فصل دارم ولی معنای چهار فصل را در من می توانی بیابی

 

نیامده ام در جایگاه اشعار دیگر بنشینم

آمده ام تا در دنیای پر سرعت امروز شعر نوینی باشم برای خواندن، ماندن و درخشیدن…

 

معین گشتی



پریسکه سرا مژگان میرافضل
معرفی نامه ی پریسکه سرا مژگان میرافضل را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مرتضی نعمتی
معرفی نامه شاعر پریسکه مرتضی نعمتی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا بهزاد حیدری
معرفی نامه ی شاعر پریسکه بهزاد حیدری را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حمید صراف
معرفی نامه ی شاعر پریسکه حمید صراف را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا نادری
معرفی نامه سرکار خانم زهرا نادری را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه عبدالملک خرمالی
معرفی نامه عبدالملک خرمالی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا آرمیتا مولوی
معرفی نامه ی پریسکه سرا آرمیتا مولوی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا ایمان شفیعی
معرفی نامه ی پریسکه سرا ایمان شفیعی را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حدیثه شریفی
معرفی نامه پریسکه سرا حدیثه شریفی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرزانه قربانی
جهت مشاهده معرفی سرکار خانم فرزانه قربانی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
پریسکه سرا دریا افکارآزاد
معرفی نامه ی پریسکه سرا دریا افکارآزاد را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مهدی موفق
معرفی نامه ی پریسکه سرا مهدی موفق را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است