پریسکه
0

به شیشه تنهاییم

برمیخورد

وقتی با زبان تگرگ

حرف میزند آسمان

پریسکه
0

همین که آب از

سردلم گذشت

فهمیدم عمق دریای نگاهت

وجب زدنی نیست

پریسکه
0

من کاغذ

تو قلم

دلیلِ بهم نرسیدنمان

بی سوادی بود

پریسکه
0

لب باغچه

آفتابی میشوی

تا بناگوش

سرخ می شوند گلها

پریسکه
0

سفره دلم را

با اشک  باز کردم

دستم که

نمک نداشت

پریسکه_ پاییز
0

به دلم انداخت

مهرش را

وقتی خدا پاییز را

رنگ کرد

پریسکه _ لبخند خام
0

از کوره

در نمی روم

تا خام لبخند توام

پریسکه _ پایبندی
0

مهتاب

پایبند مرداب شد

وقتی به آب دادند

گل نیلوفر را

پریسکه _ مشتری
0

من فلک زده که هیچ

تمام آسمان

مشتریِ

روی ماهت تواند

پریسکه
0

ازخودم که سفرکردم
به جای آب
حرف ریختند
پشت سرم

پریسکه
0

غرق شدن

در نگاهت را

قطره ای یادم داد

که افتاد در دریا

پریسکه
0

برای باز شدنِ قفلِ زبانت
چشمانم
کلید کرده است

پریسکه
0

به عاشقان جدا شده از هم

درس وفاداری داد

درخت پیری که

روی تنش خالکولی داشت

پریسکه دل سنگ
0

درست که دل کوه

از سنگ است

ولی جواب هیچ سلامی را

بی پاسخ نمیگذارد

پریسکه
0

با زلزله هم شده

امتحانم کن

دیواری نیستم

که پشتت را خالی کنم

پریسکه
0

گریه ام را نگذارید

پای دردهایم

از کوه هم گاهی

رود سرازیر می شود

پریسکه
0

من فلک زده که هیچ

تمام آسمان

مشتریِ

روی ماهت تواند

پریسکه
1

درگوشه گوشه ی دل متروکم

تار تنیده است

تنهایی

پریسکه
0

بگذارسربسته بماند

تنگ تنهایی که

از هوای تو

پراست

پریسکه
0

نفس درسینه دیوار

حبس شد

وقتی  آویزان کردم

عکس لبخندت را

پریسکه
0

اگر با لبخندت

تنظیمم کنی

بیست و چهار ساعت

دورت خواهم چرخید

پریسکه
0

در کاسه لبهایم

دانه دانه بریز

بوسه هایت را

تا دهان همه آب بیفتد

پریسکه سر به سنگ
0

بعد رفتنت

درخود فرو ریخت

آینه ای که

سرش به سنگ‌ خورده بود

پریسکه
0

باغچه پر شده از

پروانه

نکند دوباره

گلهارا بوسیده ای

پریسکه پل
0

همه از او گذشتند

ولی پای رودخانه

ایستاد

پل

پریسکه خشک شدن
0

تا آفتابی نشوی

خشک نمیشود

روی بند شعرها

چشمانم

پریسکه
0

جدایم نکنید

از آغوش خواب

میترسم از کابوس

بیداری

پریسکه
0

بارانی می شود

شیشه ی دیده ام

وقتی بی احساس تر از

برف پاکن‌ می شوی

پریسکه
0

پشت در خانه ات

گم‌کرد

رد پایم را

دربه دری

پریسکه
0

مادربزرگ

همه را روی چشمش میگذارد

ولی عینکش پیرش

چشم دیدن کسی را ندارد

پریسکه
0

سنگ میخورد

درختی که

درخیابان

میوه داده است

پریسکه
0

مادر پاره پوره های دلش را

کوک‌میزند

وقتی چشم میدوزد

به لبخند پدر

پریسکه
0

دست باد

به موهای تو نمیرسد

شانه میکند

گندم زار را

پریسکه کفاره
0

کفاره اش پای خداست

کسی که

غصه‌ نان را میخورد

با دهان روزه

پریسکه
0

سینه سپر کرده ام

دربرابرنگاهت

بگذار دست به کمان ببرد

آرش چشمانت



پریسکه سرا بهناز حسین یار
معرفی نامه پریسکه سرا بهناز حسین یار را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مژگان میرافضل
معرفی نامه ی پریسکه سرا مژگان میرافضل را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مرتضی نعمتی
معرفی نامه شاعر پریسکه مرتضی نعمتی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا بهزاد حیدری
معرفی نامه ی شاعر پریسکه بهزاد حیدری را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حمید صراف
معرفی نامه ی شاعر پریسکه حمید صراف را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا نادری
معرفی نامه سرکار خانم زهرا نادری را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه عبدالملک خرمالی
معرفی نامه عبدالملک خرمالی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا آرمیتا مولوی
معرفی نامه ی پریسکه سرا آرمیتا مولوی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا ایمان شفیعی
معرفی نامه ی پریسکه سرا ایمان شفیعی را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حدیثه شریفی
معرفی نامه پریسکه سرا حدیثه شریفی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرزانه قربانی
جهت مشاهده معرفی سرکار خانم فرزانه قربانی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
پریسکه سرا دریا افکارآزاد
معرفی نامه ی پریسکه سرا دریا افکارآزاد را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است