پریسکه
0

عریان تر از همیشه

به خود دیده است

سراب نبودنت را

آیینه

پریسکه
0

میانِ راز من و شمعدانی ها

نقش بسته این بار

قوسِ رویت

بر لب ِتاقچه

پریسکه
0

قدم هایش لرزان بود

مردی که خواب هایش

پرسه می زد

در رویای تو

پریسکه
0

از بس که نیآمده ای

دیوار هم

لحظه ی انتظار مرا

شکار می کند

پریسکه
0

آه کشیده اند بخارها

بر شیشهء پنجره ای

که آبستنِ نبودن های مکرّرت بوده اند

پریسکه
0

با سکوتش

دورِ فریادم را

خط می کشید

نگاه تو

پریسکه
0

از یاد برده است

بوی تو را

و چه گنگ می رقصید در باد

گل های پیراهنَت

پریسکه
0

با سکوتش

دورِ فریادم را

خط می کشید

نگاه تو

پریسکه
0

به درد هایش

وصله می زد

مادر

نداریش را

پریسکه
0

سر می کشد

جرعه به جرعه

تمنای وصال را

چشمان سرکِشِ ات

پریسکه
0

از یاد برده است

بوی تو را

وقتی گنگ می رقصید در باد

گل های پیراهنَت

پریسکه
0

در دلم

کاشته است

زندان بان

میله های حسرت را

پریسکه
0

همچون شب زده ای

موج می زنم

در سیاهی چشمانت

پریسکه
0

رد پایش بر ساحل ماند

مردی که خود

ردیاب حضور تو بود

پریسکه
0

خواب می بیند پنجره

قوس بی تاب ماه را

وقتی زمزهء بی پردهء شب

از فراق تو باشد

پریسکه
0

در نگاه مشتاق شمعدانی ها

پای کوبی میکند

ماهی قرمز

پریسکه
0

به انتظار صدای تو نشسته ام

در امتداد بوق های ممتد

پریسکه
0

دو رکعت

نمار عشق می خواند

روزهء سکوتم

با صوت اذان

پریسکه
0

در انتظار مناقصه نشسته ای

مزایده شروع شد

ارزان فروختی ام

به بازوانش

پریسکه
0

سکوت می کند

لبانت

اما به اشاره

به چالش می کشانی ام

پریسکه فال قهوه
0

پرسه می زند

سیاهی چشمانت

در فال قهوه ام

پریسکه
0

تعبیر خوابم

شکست

وقتیاستخاره ام

چشمان تو بود

پریسکه
0

ناگهان

بنگ

رها می شود

گلوله ی فراقت در پیشانی ام

پریسکه
0

لگد کوب می کند

دریای منتظر را

نگاه ناگهانی ابر

پریسکه
0

در کنار ترس تو

تنگ شده

حصار تنهایی ام

از افسون جدایی

پریسکه
0

مخوف است

آینده

وقتی به آینه

نگاه میکنم

پریسکه
0

در دلم

کاشته است

زندان بان

میله های حسرت را

پریسکه
0

گاهی غزل می سرایند

کفش هایم

با قدم هایت

از زبان سنگ فرش خیابان

پریسکه
0

سرمه می کشد

نگاه آفتاب را

قله ی برفی

پریسکه
0

صبح

از دریچه ی پنجره

می دزدد

نگاه عاشقم را

پریسکه
0

می کوبید دریا

نعره های دلتنگی اش را

به گوش ساحل

پریسکه
0

دوخته شده ام

بر ساحلی

که چکیده می شود بر آن

نگاه تو

پریسکه شناور
0

سحر می شمارد

اولین قدمهایت را در صبح

وقتی شناوری

در نگاه من

پریسکه
0

جا ماند

در قاب خالی  دیوار

رد نگاه تو

پریسکه پینه قاصدک
0

بر شانه های باد

پینه زد

قاصدک

درد دلهایش را



پریسکه سرا مژگان میرافضل
معرفی نامه ی پریسکه سرا مژگان میرافضل را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مرتضی نعمتی
معرفی نامه شاعر پریسکه مرتضی نعمتی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا بهزاد حیدری
معرفی نامه ی شاعر پریسکه بهزاد حیدری را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حمید صراف
معرفی نامه ی شاعر پریسکه حمید صراف را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا نادری
معرفی نامه سرکار خانم زهرا نادری را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه عبدالملک خرمالی
معرفی نامه عبدالملک خرمالی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا آرمیتا مولوی
معرفی نامه ی پریسکه سرا آرمیتا مولوی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا ایمان شفیعی
معرفی نامه ی پریسکه سرا ایمان شفیعی را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حدیثه شریفی
معرفی نامه پریسکه سرا حدیثه شریفی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرزانه قربانی
جهت مشاهده معرفی سرکار خانم فرزانه قربانی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
پریسکه سرا دریا افکارآزاد
معرفی نامه ی پریسکه سرا دریا افکارآزاد را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مهدی موفق
معرفی نامه ی پریسکه سرا مهدی موفق را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است