پریسکه
0

ماه آسمان بدرقه کرد

بدر زمین را

شبی که چشم خورشید

پر از باران بود

پریسکه
0

ای دل

تنگ نشو

پای حوصله ام را می زنی

پریسکه
0

بر لبی که سکوت نشسته

هزاران فریاد

ایستاده است

پریسکه
0

خدا را در زمین

گم کرده اند

در آسمان میگردند

پریسکه
0

نقطه ای نباش

که خلق را

از خدا

جدا کنی

پریسکه
0

چشمم را

به تاروپودِ جاده میدوزد

نخِ انتظار تو

پریسکه
0

دست شستم

از هوای تو

دوباره با نگاهت

گردوخاک نکن

پریسکه
0

آسمان نیستی

اما پرستوی دل

از دیدنت

بال در می آورد

پریسکه
0

وقتی شاخه های عقل

قد می کشند

می تکانند عشق را

از سرشاخه های دل

پریسکه
0

از بوی تندِ غم

گرفته است گلوی زمین

وخیس است

چشمِ زلزله

پریسکه
0

بهشت من است

چشمانِ جهنمی ات

که بت پرستم کرد

پریسکه
0

زیر چترِ چشمانِ تو

دیگر نمی بارد

چشمانِ من

پریسکه
0

پاروی قلم از نفس افتاد

از راندنِ قایق شعر

روی اشکهای احساس

پریسکه
0

ابر

اشک شوق میریزد

وقتی میبیند

تمنای زمین را

پریسکه
0

از تو

نمی شود گذشت

که کوچه ی بن بستِ خیالِ منی

پریسکه گمشته ی خود
0

قطره ای

دنبال دریا میگشت

که درآن

گم شده بود

پریسکه_ ادامه راه
0

برای ادامهٔ راهش

پایش را

درسنگر

به ارث گذاشت

پریسکه پاییز
0

پاییز

لب تر کند

برگها

جان به پایش می ریزند

پریسکه – کربلا
0

چشمش فرات می شود

قلمی که از

کربلا بنویسد

پریسکه
0

فرسودگی فریاد می‌ زند

از دیوار های شهر

و زخم آسفالت ها

پانسمان می خواهد

پریسکه
0

شب پا به پای ماه

بیداری می کشد

که کبود است

پای چشمانش

پریسکه
0

اسید میپاشد

به صورت عدالت

دستان تبعیض

پریسکه
0

‍ عشق

رازیست

که کاشف آن

دل است

پریسکه
0

با عصای قلم

از کوچه ی شعر می گذرد

واژه ی دلباخته ای که

پای رفتن نداشت

پریسکه
0

‍ گرسنگی

ازیاد برده است

طعم سیرشدن را

پریسکه
0

کنار بکشید

دست پرده ها را

از جلوی دهان دیوار

نفس اتاق میگیرد

پریسکه
0

دست به عصای محبت باید شد

سنگلاخ روزگار

زمین میزند

صورت دل را

پریسکه
0

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ سربه شانه خود

می گریم

تابیابم

شانه ات را

پریسکه
0

‍ هیچ دستی

پاک نکرداشک آبشاررا

شاید بند می آمد

گریه هایش مثل باران

پریسکه
0

آسمان

یخ کرده است

با تمام خورشیدش

از سرمای دل زمینیان

پریسکه
0

گره از ابرو باز کن

که عید

به هلالش نیاز دارد

پریسکه
0

‍ در مزرعه خورشید

آفتابگردانها

رو به چشمهای تومی چرخند

پریسکه نبض شعر
0

‍ نبض شعرم

تند میزند

بازاین قلم

نام توراآورده است

پریسکه
0

‍ گویا گم کرده ای

راه خانه ات را

مدام درکوچه ی

خیال من راه میروی

پریسکه
0

‍ کفش

عقربه ها را

میدزدم

وقتی توکنارم هستی



پریسکه سرا مژگان میرافضل
معرفی نامه ی پریسکه سرا مژگان میرافضل را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مرتضی نعمتی
معرفی نامه شاعر پریسکه مرتضی نعمتی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا بهزاد حیدری
معرفی نامه ی شاعر پریسکه بهزاد حیدری را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حمید صراف
معرفی نامه ی شاعر پریسکه حمید صراف را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا نادری
معرفی نامه سرکار خانم زهرا نادری را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه عبدالملک خرمالی
معرفی نامه عبدالملک خرمالی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا آرمیتا مولوی
معرفی نامه ی پریسکه سرا آرمیتا مولوی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا ایمان شفیعی
معرفی نامه ی پریسکه سرا ایمان شفیعی را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حدیثه شریفی
معرفی نامه پریسکه سرا حدیثه شریفی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرزانه قربانی
جهت مشاهده معرفی سرکار خانم فرزانه قربانی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
پریسکه سرا دریا افکارآزاد
معرفی نامه ی پریسکه سرا دریا افکارآزاد را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مهدی موفق
معرفی نامه ی پریسکه سرا مهدی موفق را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است