پریسکه
0

در انتهای خالِ لبش

آیتی را دیدم

که همچنان می چرخید

بر گردِ پیاله

پریسکه
0

موقعی گفتی  بی خیال

که دور دورِ

درخیال تو بودن بود

پریسکه
0

من پیچش دود را 

بر بالین خاکسترشده ای یافتم

که می گفت

تالحظه ای پیش جنگل بودم

پریسکه
0

بی تو

مرا نبودنی ست

به وسعت بودنم

پریسکه
0

خروار خروار

خودم را در تو درو کردم

پس از آنکه قطره قطره

برمن باریدی

پریسکه آدرس خبرگزاری
2

آدرس خبرگزاری را دادم

به آنکه

بجای احوالم پرسید

چه خبر؟

پریسکه
0

اگر دیدی

پا برهنه راه می روم

بدان تاول می زند پایم

باکفش روزگار

پریسکه
0

از روزی که آفتابی شدی

فقط

سایه ام با من قدم می زند

پریسکه بخار
0

دست به یقه ی آسمان شده بود

برای باریدن

دریای که

بخاری از او بلند نمی شد

پریسکه
0

تا به پایت افتادم

دیدم

یکی به پایت نشسته

پریسکه
0

کفر است

آزادی خواهی

از بند نگاه تو

پریسکه پیراهن یوسف
0

در سر زمینی که

پیراهن ایمانش

از جلو پاره شود

زلیخا دنبال یوسف نمی دوَد

پریسکه آغاز و پایان
2

برایت

رو به پایانم

به امید روزی که

مرا آغاز کنی

پریسکه
0

باز کرد چشمان پنجره را

دستان نگاهی که

دیدار را انتظار می کشید

پریسکه شعر ملی
0

خوابی که همسفرش

تو نباشی

به بی راهه ی مرگ می برد

قدم های رؤیا را

پریسکه
0

از اسب هم نمی افتاد

باز برابر اصل نمیشد

کپی آنکس که گفت

از اصل نیفتادم

پریسکه سیزده بدر
0

در بدر میشویم

اگر

سبزه ی دلمان

به هم گره نخورد

پریسکه مسعل محبت ها
0

عاقبت خاموش می شود

مشعل محبت ها

در شهری که

گران است پیراهن ریز علی

پریسکه
0

به زمینم زد

اما هرگز

گذرش به دباغ خانه نیفتاد

پوست موز

پریسکه
0

معامله ی پایاپای

یعنی

من چشمانم را بدوزم

تو سوزن نگاهت را تیز کنی

پریسکه
0

دلم شور زد

وقتی طعم دریا را

از چشمانت چشیدم

پریسکه
0

دریای نگاهش خشکیده بود

اما همچنان

برای صید ماهی دلم

تور می بافت

پریسکه
0

وقتی دیدی

مرا از تو گریزی نیست

بر منبر باد خواندی

شعر پائیز را

پریسکه
0

به ما که رسید

شب کوتاه شد

ازما که گذشت

یلدا شد

پریسکه
0

سایه ام را زیر پایم میگذارم

اگر بتابد آفتابت

برسرم

پریسکه
0

هر تار موی گیسوانت

ریسمان دخیل من است

از کنج دلم

تا شفاخانه ی نگاهت

پریسکه
0

سلمانی بلد نبود

درد سر را کوتاه کرد

پریسکه
0

مرا با شهرم به اسارت بردند

چاره ام فریاد آزادی بود

فقط خدا می شنید

و با شهرم آزادم کرد

پریسکه
0

حوًا شاهد است

که قبل از سیب

آدم افتاده بود

امّا نیوتن ندید

پریسکه
0

تو را در راه نمی خواهم

میان این همه گرگ ها

تو را میخواهمت در چاه

که باز گردی به کنعانت

پریسکه
0

اگر دریا هم باشی

و من رودخانه

چاره ای جز

تحویل گرفتنم نداری

پریسکه
0

از هیاهوی درونم

نیازی نیست

آسوده کنم خیالم را

وقتی به خلوتگه دل تو میرسم

پریسکه
0

مسافرکش خط آزادی ام

انتظارات را می کشم

دربست

پریسکه
0

تا راه اختلاس یاد گرفت

با ابروانش

مرا بالا کشید

پریسکه
0

هم کوپه تو شدم

وقتی دیدم

قطار زندگی با تو

ایستگاه پیاده شدن ندارد



پریسکه سرا بهناز حسین یار
معرفی نامه پریسکه سرا بهناز حسین یار را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مژگان میرافضل
معرفی نامه ی پریسکه سرا مژگان میرافضل را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مرتضی نعمتی
معرفی نامه شاعر پریسکه مرتضی نعمتی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا بهزاد حیدری
معرفی نامه ی شاعر پریسکه بهزاد حیدری را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حمید صراف
معرفی نامه ی شاعر پریسکه حمید صراف را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا نادری
معرفی نامه سرکار خانم زهرا نادری را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه عبدالملک خرمالی
معرفی نامه عبدالملک خرمالی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا آرمیتا مولوی
معرفی نامه ی پریسکه سرا آرمیتا مولوی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا ایمان شفیعی
معرفی نامه ی پریسکه سرا ایمان شفیعی را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حدیثه شریفی
معرفی نامه پریسکه سرا حدیثه شریفی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرزانه قربانی
جهت مشاهده معرفی سرکار خانم فرزانه قربانی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
پریسکه سرا دریا افکارآزاد
معرفی نامه ی پریسکه سرا دریا افکارآزاد را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است