پریسکه
0

تمام شعرهایت را

از برم

اما چرا یک حرف راست

در دهان واژه ها نبود

پریسکه
0

حبس کردم دلم را

در قفسه ی سینه

ازبس برای دیدنت

پر پر می زد

پریسکه
0

سوت و کور شده

شهر بعد رفتنت

مگر چمدانت

چقدر جا داشت

پریسکه
0

بریدم از شاخه ی هوس

دست درازی می کرد

نگاهم

در هوای تو

پریسکه
0

بعد رفتنت

سوت و کور شده این شهر

مگر چمدانت

چقدر جا داشت

پریسکه
0

هنوز هم که هنوز

سیگار نصفه نیمه ات

جنگل آرزوهایم را

آتش می زند

پریسکه
0

رنگ می کند

گیسوانِ سپیدش را

یلدا

شب دلبریِ پاییز رسید

پریسکه
0

دلتنگی

چمدان مردی  ست

که بعد از رفتن عشق هم

باز می ماند

پریسکه
0

دلتنگی

چمدان مردی ست

که بعد از رفتن عشق هم

باز می ماند

پریسکه
0

آغوشت را

به من قرض بده

زمستان دیگری

در راه است

پریسکه
0

صبح آمد

ولی هنوز خیالم

در سیاهی چشمانت

خواب مانده است

پریسکه
0

واژه ها را

سرباز تو میکنم

وقتی

ملکه ی شعرهایم باشی

پریسکه
0

بعد از  آمدنت

واژه ها متولد شدند

مانده ام این همه کودک را

کجای دفترم بگنجانم

پریسکه _ ایستگاه زندگی
0

ترس جاماندن

از قطار خوشبختی ست

که چسبانده است قلب مرا

به ایستگاه زندگی

پریسکه
0

در کدام غار تنهایی
به پیغمبری رسیدی
که از چشمانت
آیه ی یاس میریزد

پریسکه شبگردها
0

ماه
زیباترین شاعر
در انجمن
شبگردهاست

پریسکه
0

دلت که کبوتر باشد

آغوشم

آسمانی می شود

برای اوج گرفتن

پریسکه
0

فصل کوچ نبود

اما باران چشمانت

سرازیر کرد مرا

سوی تو

پریسکه
0

باد

دست تمام پنجره ها را بست

تا رد پای  خیالت را

به باران بسپارد

پریسکه دلنازک
0

چقدر
دلنازک اند پنجره ها
با هر آهی
بغض شان می شکند

پریسکه
0

طاقت قدم های تو را

ویلچری میداند

که دائم زل می زند

به پاهایت

پریسکه
0

در کدام غار تنهایی

به پیغمبری رسیدی

که از چشمانت

آیه ی یاس میریزد

پریسکه چشمان خیس
0

هر شب چشمانم

از وحشت نبودنت

خود را

خیس می کنند

پریسکه
0

ترس جاماندن

از قطار خوشبختی ست

که چسبانده است  قلب مرا

به ایستگاه زندگی

پریسکه
0

وقتی دیدم

قامتِ پدرم را

فهمیدم شکستنِ هر شیشه ای

دفعِ بلا نمی کند

پریسکه
0

باز نمی کند 

هچ پنجره ای آغوشش را

در هوایی

که تو نیستی

پریسکه شانه خالی
0

برایم سینه ستبر میکرد

آنکه عاقبت

برای خوشبختیم

شانه خالی کرد

پریسکه
0

چه شباهتی عجیبی ست

بین من وزمستان

هردو سپید میباریم

پریسکه
0

نیمرخ جهان

جنگل رویای توست

حالا چه کنم

که نهال خشکی بیش نیستم

پریسکه
0

خراب شود

کافه ای که سرو میکند

با فنجان تنهایی من

قهوه ی نبودنت را

پریسکه
0

تلاش بیهوده می کند

این ماه

روشنی شبهای من

فانوس چشمان توست

پریسکه
0

دلت را که

به زنجیر کشیدم

هزاران قیس

مجنون بیابان شدند

پریسکه
0

چگونه

عکاس میشدم

اگر چشمانت نبود

پریسکه
0

شعر می بافم

هر شب

با کلاف پیچیده ی نگاهت

پریسکه
0

دلم تنگ شده

آنقدر که هیچ خیاطی نتوانست

وا کند

دایره ی دلتنگی ام را



پریسکه سرا مژگان میرافضل
معرفی نامه ی پریسکه سرا مژگان میرافضل را در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مرتضی نعمتی
معرفی نامه شاعر پریسکه مرتضی نعمتی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا بهزاد حیدری
معرفی نامه ی شاعر پریسکه بهزاد حیدری را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حمید صراف
معرفی نامه ی شاعر پریسکه حمید صراف را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا زهرا نادری
معرفی نامه سرکار خانم زهرا نادری را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه عبدالملک خرمالی
معرفی نامه عبدالملک خرمالی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
ادامه مطلب
پریسکه سرا آرمیتا مولوی
معرفی نامه ی پریسکه سرا آرمیتا مولوی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا ایمان شفیعی
معرفی نامه ی پریسکه سرا ایمان شفیعی را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
پریسکه سرا حدیثه شریفی
معرفی نامه پریسکه سرا حدیثه شریفی را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا فرزانه قربانی
جهت مشاهده معرفی سرکار خانم فرزانه قربانی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
پریسکه سرا دریا افکارآزاد
معرفی نامه ی پریسکه سرا دریا افکارآزاد را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پریسکه سرا مهدی موفق
معرفی نامه ی پریسکه سرا مهدی موفق را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

استفاده از پریسکه های این سایت تنها با ذکر منبع و نام شاعر مجاز است